تنها دقایقی است که فیلم حراج تهران من تموم شده…و من هنوز گیج صحنه های کوچه باغ شمرون و صدای محزون نامجو ام….دلم گرفت….
فیلم رو دوست داشتم…فیلم حکایت نسل سنت شکنی بود که از همه چیز اون مملکت حالش بهم می خوره..اما در کمال تنفر بهش عشق می ورزه…و خب تهرون…با همه ی جاهای دوست داشتنی ایش که همه اون هایی که توش بزرگ شدن از تک تک سنگ فرشاش خاطره دارن…
این روزها در شرایط خاصی گیر کرده ام..یکی از مهم ترین و سرنوشت ساز ترین نقطه زندگیم…و دیدن این فیلم عجیب با حال این روزهای من همخوانی داره…این روزها که گاهی به این فکر می کنم که زندگیم رو به چوب بزنم و بنویسم…My Whole Life For Sale…
My Whole Life For Sale….
تو چقدر فيلم ميبيني خواهر !!